صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

23

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

پيوسته در قرآن و گستره‌هاى آيات آن مداومت مىورزد ، احساس مىكند به هر چيز در جهان غيب و شهادت نزديك مىگردد و براى او شكيبايى بر رنج و دشوارى در راه رسيدن به آنچه از اين امور مىطلبد و يا تغيير و دخل و تصرّف چيزى را كه مىخواهد ، آسان مىنمايد . به هر حال ، منظور ما از توجّه به قرآن همراه با بحث و دقت نظر ، آن است كه انسان از طريق قرآن به خودشناسى سوق مىيابد و ماهيّت خويش را مىشناسد و از توانمنديها و ارزشهاى ابداع‌گر خودآگاه مىگردد و در نتيجه به تصرّف و به كارگيرى آنها در راستاى زندگى مادى و معنوىاش تشويق مىشود . انسان با اين ارزشها و توانمنديها ، به حق مىتواند فرهنگى ريشه‌دار در تاريخ بيافريند و دنيايى از شگفتيها و هنرها بنا نمايد كه عوامل خوشبختى و بدبختى را با هم و انگيزه‌هاى امنيّت و خطرها را در يك شكل و يك زمان گرد آورد . چيزى كه قبولش سخت مىنمايد و عقل نمىتواند در پذيرش آن نزد گروهى از محقّقان به چاره‌اى دست يابد اين است كه ، قرآن شامل و بيانگر هر چيزى است . چه بسا اين افراد بهانه‌هايى داشته باشند كه پرداختن به آن براى ما خوشايند نيست و شايد حقّ يك انسان باشد كه بپرسد و بگويد : « ما معناى احاطه و شمول را فهميديم امّا چگونگى آن را با توجّه به حجم كوچك قرآن مىخواهيم بفهميم تا با پذيرش آن و قانع شدن لذّت ببريم . چگونه مىتوانيم به كشف و مشاهدهء آن راه يابيم تا اين كه هر چيز را به طور روشن و آشكار در آن ببينيم ؟ » نبايد از چنين شك يا رد توسط بسيار يا اندكى از مردم شگفت‌زده شويم ، بلكه بايد نسبت به كسانى شگفت‌زده شويم كه ايمان آورده و پذيرفته‌اند كه قرآن جامع همه چيز است ولى دليلى بر آن ندارند و براى كسانى كه از آنها دليل مىخواهند ، نمىتوانند دليلى نشان دهند ، جز اين كه بگويند : قرآن چنين مىگويد ؛ گذشتگان ما چنين گفته‌اند ! ما چاره‌اى جز ايمان به سخنان آنها نداريم ! چه بسا رساله‌هاى مدلّل نوشته‌اند و از جوياى دليل ، با نگاه منكرانه يا با كلمات تعجّب و ارشاد مىخواستند وضعيّت خود را تغيير دهد و يا از آن حالت دست بردارد . اگر شك در اين مسأله يا ديگر مسائل ، انباشته از خطر انحراف و گمراهى باشد ، تسليم